عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
282
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
حشمت و جلالت بمرتبهء بود كه وقت غذا خوردن بيست و چهار نفر طبيب در حضور او ايستاده مىشدند و تفليسى نيز در عداد آن بيست و چهار نفر بود از آن جمله بعضى كه شغل ايشان طبابت فقط بود يك مرسوم از ديوان سلطان مىبردند و برخى كه غير از طب از علوم ديكر نيز خبرتى داشتند بهر علمى مرسومى علىحده مىكرفتند و تفليسى مزبور از امير سيف الدوله چهار فقره مرسوم داشت مرسومى براى طبابت و مرسومى بسبب نقل كتب از سريانى به عربى و دو مرسوم براى دو علم ديگر * تاريخ وفات ( تفليسى ) جايى به نظر نرسيد تأليفات بسيار داشته كه بعضى را خود بنفسه تأليف و برخى را از سريانى به عربى ترجمه كرده * 2 1 التفليسى حبيش الطبيب - هو ابو الفضل حبيش بن ابراهيم الطبيب التفليسى * صاحب كتاب مرآت البلدان گويد حكيم مزبور را كتابى است مسمى به ( بيان الصناعه ) از مطالعهء آن كتاب چنان مستفاد مىشود كه عقيدهء مصنف اين بوده كه عمدهء صنعت طب اين است كه مريض را قوّت قلب دهند و اين فقره را انفع از استعمال ادويه مىدانسته * مؤلف كشف الظنون در ذيل اسم بيان الصناعات گويد ( هو كتاب لابى الفضل حبيش بن ابراهيم المتطبب التفليسى ذكر فيه امورا غريبة من الحيل و الصنايع و ترجمته بالتركى لبعضهم انتهى ) و نيز كتاب بيان النجوم و قانون الادب فى ضبط كلمات العرب از تأليفات آن طبيب هنرمند است تاريخ وفاتش را ضبط نكردهاند * 2 1 التفليسيه اسمش جايى ديده نشد آنچه معين است طبيبهء كرجيّهء بوده كه در مائه يازدهم هجرى در شهر تفليس معالجات عموم اهالى را مىنمود چنانچه از معالجات وى مفهوم مىشود بهرهء از علم طب نداشته ولى تجارب زياد در اعمال طبيّهء وى را حاصل و بدين جهة در بلاد كرجستان شهرت بهمرسانيده بود محض اينكه مطالعهكنندگان بدانند كه در زمان مزبور علم طب در آن صفحات بچه اندازه و عالم معارف بچه پايه بوده مختصرى از طرز معالجات او مسطور مىكردد * ( شاردن ) مسافر فرانسوى كه در سال هزار و ششصد و هفتاد و سه ميلادى مطابق هزار و هشتاد و چهار هجرى ( 1084 ) از تفليس عبور نموده در سفرنامهء خود نويسد كه حين ورود من بتفليس كه ماه قوس